بیستمین روز از تیرماه

خرید بک لینک

دیروز سالگرد بابا بود

رفتیم سر مزارش

امیر و میم نبودن

ولی اقای سین بود،حضورش اذیتم میکنه

دلم برا بابا تنگ شده

از وقتی رفت زندگیمون شکاف های بزرگی برداشت

همش آرزو می کنم کاش همه چی برگرده به عقب

یا از خواب بیدار شم و ببینم بابا زنده ست،

همه چی کابوس بوده

حلوا پخته بودم،مامان گفت خیلی حلوای لطیفی شده

اگه بابا بود خوشش میومد

دلم برا بابا تنگ شده

اونموقع آ که بود فکرشم نمی کردم یه روزی اینقدر دلتنگش بشم

بچه ها از من دلتنگ ترن اما گریه نکردن

منم گریه نکردم

کلی ام گفتیم و خندیدیم که فضا سمت غم و غصه نره

بابا اینجوری دوست داشت

هفت سال گذشت!!

یه جوری رفته که انگار اصلا هیچوقت نبوده

چرا دنیا اینجوریه؟؟ هیچکی نیومد سر مزارش

اصلا یادشونه بابا تیر ماه رفت؟

بهتون گفتم دلم برا بابا تنگ شده؟

+بیستمین روز از اولین ماه تابستان هزار و چهارصد و سه

#نسیم_پهلوان

t V...

ما را در سایت t V دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 14:34

صفحه بندی