هرروز؛ خودم را برای آینهی اتاقم زیبا میکنم
در آیینه مینگرم و از دیدن چشمان روشنم
در حصار سرمهی سیاه، لذت میبرم ...
من
هرشب؛ در رختخواب زیبایم بالشم را
با تمامِ عشق به آغوش میکشم!
و با دستانم گیسوانِ وحشیام را
نوازش می کنم!
من
لبهای ملتهبام را بر دستان خود میسایم
و از خودم به خاطرِ بودنم تشکر میکنم
و هر صبح
بهترین لباسم را تن میکنم
و به خود میگویم :
چقدر خواستنی شدی عزیزم!
من
زنم! زنی از جنس تمامِ بودنم!
از جنس عشقهای گم شده
و بردباری از قلبم فاصله گرفته
که قلم! جرأت نوشتن یافته!
من
همان زنی که هرروز ؛ به آینه لبخند میزند
و هر شب؛ بالشش را در آغوش میکشد
فقط, یک زنم!
زنی از جنس دوست داشته شدنهای ساعتی
و تمام اینها را مدیون مردی هستم
که با تمام وجود
عاشقم نبود...
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:51 توسط ŇãşíМ“̈́| |
t V...ما را در سایت t V دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 167