دستم ز تنگی اش گلایه میکند
چشمم ز دوری ات آه و ناله میکند
پایم دگر پای آمدن ندارد ببخش عزیزدل
قلبم به هر طپش تو را اشاره میکند
هرروز و هرنفس تو را آرزو کنم
با دیدنت دلم عمر دوباره میکند
چون تشنه ی حضور توام حتی به قدرخواب
با تاب و تب دلم دیدار تازه میکند
مهرت هنوز به دل و من دل شکسته ام
اینجای قصه بد مرا ویرانه میکند
از هر زمان و مکانی دلم پر است
وقتی تمام شهر یاد تو را تازه میکند
من با قصیده و غزل کار و سرم نبود
این بیت ها برای تو عجز و ناله میکند
یا روی گردان و برو یااینکه بازگرد
تردیدهای تو مرا بیچاره میکند
هردم به دنبال تو گشته ام تمام عمر
این دور بودنت تو را دلبرانه میکند
معشوق لحظه های خالی از حضورخویش
بدجور عشق تو قلب مرا نشانه میکند
این روزها دلم برای دیدن ماه روی تو
هر اتفاق کوچکی را بهانه میکند
تا مرگ در پی توام گر مطمئن شوم
این بی قراری ام تورا مرد خانه میکند
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:40 توسط ŇãşíМ“̈́| |
t V...ما را در سایت t V دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166